سلام
امروز درباره انواع وکیشن هایی که کمپانی در اختیار مسافران قرار داده(6 مورد اول) و به خصوص در مورد ارزانترین انها مطلبی اورده ام.
vacation ها عبارتند از
1. pearl of andaman1 700$us
2.pearl of andaman2 1000$us
3.gold 3400$us
4.platinum 5600$us
5.diamond 9900$us
pearl of andaman 1,2
این vacation نقطه عطف دیگریست در قول و تعهد کمپانی به مسافرانی که استطاعت مالی زیادی ندارند و همچنین دادن بیشترین سود و متنوع بودن کیفیت از خصوصیات ان میباشد.
QVI اخیرآ با کوشش فراوان تفریحگاههایی بنام هتل الگانس در بانگکوک و برج پاتونگ در فوکت را در منطقه ای بنام koh samui بنا کرده است که همگی درچهارچوب pearl of andaman 1,2 گنجانده شده .
pearl of andaman1
koh samui دارای یک ریشه طولانی به عنوان یکی از جزایر تفریحی در جنوب شرقی آسیا
میباشد.این جزیره بهترین مکان برای یک تفریح خیال انگیز میباشد به همین دلیل به ان لقب بهشت گرمسیری داده اند.
این هتل ساحلی دارای 16 اتاق در 3 گروه مختلف میباشد.
اتاقهای رو به دریا-اتاقهای لب ساحلی و اتاقهای استاندارد به همراه 2 اتاق ویلایی.
سنگ تراشیهای زیبا یکی از مناظر هیجان انگیز این ساحل است.
امکانات این هتل شامل2 استخر شنا , club1,یک رستوران و مکانهای راحت برای استراحت و دراز کشیدن و همچنین ورزشهای ابی میباشد.
شرایط رستوران به گونه ایست که با مبلغ ثابت به عنوان ورودی شما میتوانید هر انچه می خواهید
مصرف کنید.نهایتآ در طول یک سفر زیبا و یک ساحل شنی جذاب این رویا به واقعیت میپیوندد
جاییکه میتوان شاهد یک غروب طلایی زیبا بود.
اما شرایط استفاده به این صورت است که شما می توانید به مدت ۱ هفته تا ۴ نفر از امکانات این مکان استفاده نمائید.
شرایط پرداخت به صورت نقدی و قسطی می باشد. نقدی 700$ و قسطی 450$ پیش قسط و
الباقی 250$ که طی مدت ۳ ماه از پورسانت یا به صورت نقدی پرداخت می شود. رزرو هتل را می
توان از زمان پرداخت قسط تا ۵ سال بعد انجام داد. تا ۴ نفر هتل را می توانید رزرو کنید. پس از اینکه
محصول خود را خریداری کردید QuestVacation هتل را برای شما رزرو میکند.
یکی دیگر از وکیشن ها میباشد که در برج پاتونگ و هتل الگانس برگزار میشود.
patong tower condominum
این هتل در ساحل پاتونگ واقع شده که خلیجی کوچک و قوس دار به همراه 3000 متر ماسه های
سفید میباشد و بی شک یکی از بهترین مکانهای تفریحی در فوکت است.
این مکان دارای یک سری جاهای دنج و خلوت میباشد که در یک محوطه زیبا در مسیر راههای
دسترسی به دریا قرار دارد.
اتاقهای جادار و خوش دکوراسیون آن یک نمای شکوهمند و تماشایی از خلیج پاتونگ و اطراف برج
ارائه میدهد.
ورود به یک جو رقیق و جذابیت و زیبایی دکوراسیون و معماری چشمگیر و اثار هنری ادبی و
فرهنگی که کلکسیونی از شرق و غرب است
هوای طبیعی و اتاقهای 4 ستاره و کارمندان حرفه ای و همچنین بالکنهای خصوصی با یک منظره
زیبا از خصوصیات این مکان میباشد.
اتاقها دارای امکانات درجه 1 نظیر تلویزیون و تلفن و سیستم تهویه هوا * فریزر آب داغ و سرد *و
حمام و وان است گویی فکر میکنید که در خانه دوم خود هستید.
استخر و سونا و مغازه های خرده فروشی و از همه مهمتر چشمنداز باغ از امکانات اولیه این هتل
ساحلی میباشد.
ورزشهای ابی نظیر موج سواری و قایق بادی و کشتی سواری و جت اسکی و ماهیگیری و
همچنین ماساج دادن و برنزه کردن و بازارهای ساحلی از خصوصیات ساحل این هتل میباشد.
اما شرایط استفاده به این صورت است که شما می توانید به مدت ۲ هفته تا ۴ نفر از امکانات این
مکان استفاده نمائید.
شرایط پرداخت به صورت نقدی و قسطی می باشد. نقدی 1000$ و قسطی 850$ پیش قسط و
الباقی 250$ که طی مدت ۳ ماه از پورسانت یا به صورت نقدی پرداخت می شود. رزرو هتل را می
توان از زمان پرداخت قسط تا ۵ سال بعد انجام داد. تا ۴ نفر هتل را می توانید رزرو کنید. پس از اینکه
محصول خود را خریداری کردید QuestVacation هتل را برای شما رزرو میکند.
برای دیدن نمای ساحلی هتل اینجا را کلیک کنید. این هم نمای داخلی
شرکت QVI صاحب سه هتل بزرگ در تایلند است . هتل ELEGANCE COURT که درشهر بانکوک
تایلند قرار دارد. هتل PATONG TOWER که یک برج زیبا وبلند درساحل دریاست ودر منطقه فوکت
قرار دارد. هتل SAMUI که این هم در فوکت قرار دارد که قبلآ در مورد اینها توضیح دادم.شما برای
استفاده از این هتلها و هتلهای دیگر باید به عضویت VACATION CLUB MEMBERSHIP درآیید که این
عضویت شامل چند نوع است.
نوع A یا DIAMOND که به مدت سی سال وهر سال دو هفته اقامت است.
نوع B یا PLATINUM که سی سال و هر سال یک هفته اقامت است.
و نوع C یا GOLD که آنهم سی سال و هر دو سال یک هفته اقامت است.
شما علاوه بر خودتان میتوانید سه نفر را با خود ببرید.اما مسلما شما در طول این سی سال نمی
خواهید که فقط به تایلند سفر کنید و دوست دارید دیوار چین وتاج محل و کلزیوم و اهرام
مصرو................را ببینید.
QVI با کمک RCI این امکان را فراهم کرده است. RCI با بیش از 3.2 بیلیون دلار گردش مالی
بزرگترین شرکت توریستی دنیاست که بیش 4000 هتل در 120 کشور دنیادارد .شما می توانید با
عضویت در کلاب این را هم به دست آورید که دوسال اول عضویت رایگان وپس از آن سالی 90 دلار
بایستی پرداخت شود. شما می توانید هر سال از یک کشور دیدن کنید.
اما برای تغییرهتل بایستی هزینه EXCHANGE بپردازید که اگر در آسیا باشد 100 دلار و خارج آسیا
200 دلارمیباشد. RCI مبلغ 280 دلار بابت هزینه تعمیرات و خرید وسایل نو و..........هر سال
دریافت می کند که ثابت نیست وبا تورم افزایش مییابد. و اما خریدها می تواند نقدی و یا قسطی
باشد.
خریدهای قسطی که با علامت + مشخص شده اند بصورت زیر است:
+DIAMOND مبلغ 10800$ است که پیش پرداخت 2800$ و 8 قسط 1000$ که ماهیانه پرداخت
می شود.لازم به ذکر است که شما به اندازه پولی که می پردازید UVها را دریافت می کنید.مثلا با
پرداخت 2800$ به شما امتیاز میدهد و با پرداخت هر قسط 2 امتیاز می دهد.
+ PLATINUM مبلغ 5900$ می باشد
+GOLD هم 3700$ می باشد.
.
Diamond
در این قسمت توضیحات بیشتری در مورد Diamond یکی از عضویت های vacation club که توسط
آن می توانید به مدت 30 سال و سالی 2 هفته به بیش از 4000 اقامتگاه در بیش از 120 کشور
جهان بروید .
1- 10800 $ برای خرید این پکیج
2- $200 x 60 برای تغییر اقامتگاه
3- 90 x 30 $ برای دریافت کاتالوگ از شرکت RCI
$280 x 60 -4برای هزینه تعمیر و نگهداری که جمع این مبالغ کلا 31500$ می شود که اگر آن را
تقسیم بر 60 هفته کنیم 525$ می شود و اگر آن را تقسیم بر 7 روز هفته کنیم 75$ می شود و
اگر آن را تقسیم بر 4 نفر کنیم 18.75$ برای هر نفر می شود که با این پول شما هرگز نمی توانید
یک ویلا در شمال کرایه کنید چه برسد به بهترین هتلها و ویلاهای مکانهایی نظیر سواحل اسپانیا ،
جزیره قناری ، ایتالیا و ...
چند نکته :
1- شما می توانید مبلغ 10800$ را بصورت قسطی 2800$ پیش و مابقی 8 قسط 1000$ پرداخت
کنید.
2- شما می توانید هر هفته اقامتگاهتان را تعویض نکنید مثلا دو هفته به یک اقامتگاه بروید که در
این صورت لازم نیست هزینه Exchange پرداخت کنید
3-شما 2 سال اول را برای هزینه کاتالوگ میهمان QVI هستید و حتی می توانید کاتالوگ را دریافت
نکنید و این هزینه را هم نپردازید در ضمن شما می توانید از اقامتگاه های QVI به جای RCI استفاده کنید و باز هم 90$ را ندهید.
4- شما می توانید در بعضی از اقامتگاه ها تا 8 نفر همراه با خود ببرید.
5- شما می توانید به جای استفاده خودتان از سفر آن را به دوستتان اجاره دهید ( کاری که در حال حاضر آژانس های مسافرتی انجام می دهند )
6- شما با استفاده از مدارک و اسنادی که شرکت برای شما می فرستد راحتر می توانید برای دریافت ویزا اقدام کنید در ضمن شرکت فقط محل اقامت را به شما می دهد و هزینه رفت و برگشت بر عهده شما می باشد
در این قسمت جند تا از سوالات متداول دوستان مطرح شده امیدوارم مفید واقع بشه.
اگر نتوانستیم از وکیشن خریداری شده استفاده کنیم آن وقت چه اتفاقی می افتد؟
به عنوان مثال اگر Package Platinum را استفاده کنید باید هر سال یک هفته از آن استفاده کنید.
اگر شما دو سال از آن استفاده نکنید در سال سوم می توانید به جای دو سال گذشته از آن
استفاده کنید.
مدت 4.5...و یا بیشتر مثلا 10 سال از آن استفاده نکنید باید در سال یازدهم فقط به مدت سه هفته
از آن استفاده کنید . یک هفته به ازای سال یازدهم و دو هفته یه ازای سال اول و دوم . ولی اگر
اصلا نتوانستیم از آن استفاده کنیم شرکت این هفته ها را به عنوان امانت از ما می گیرد و آن رااجاره می دهد و به ازای اجارهمبلغی به ما پرداخت می کند.
آیا برای تهیه بلیط کمپانی به ما کمک می کند؟
بله اگر شما درخواست بلیط کنید خود کمپانی ارزانترین بلیط ها را برای شما جستجو می کند و به شما
معرفی میکند که شما می توانید از نزدیکترین محل خود از یکی از آژانس ها مسافرتی تهیه کنید.
یعنی کمپانی برای تمام مسائل مسافرتی شما مشاوره می دهد.
آیا می توان Packageها را ارتقا داد مثلا از Gold به Platinum ؟
بله اگر محصول خود را قسطی خریده باشید تا زمانی که کامل قسط هایتان را پرداخت نکرده باشید
نمی توانید و در صورتی که نقدی خریده باشید می توانید با پرداخت هزینه اضافی که برای ارتقا لازم است آن را ارتقا دهید
اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر میگذراند ، اما کسی نمی آمد ، سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیانبار محافظت کند و دارائی اندکش را در آن نگه دارد .
اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود ، به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود . متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده بود و همه چیز از دستش رفته بود . از شدت خشم و اندوه در جا خشکش زد و فریاد زد (( خدایا چطور راضی شدی با چنین کاری بکنی ؟ ))
صبح زود بعد با صدای بوق یک کشتی که به ساحل نزدیک میشد ، از خواب پرید ، کشتی ایی که آمده بود تا نجاتش دهد .
مرد خسته از نجات دهندگان پرسید : شما از کجا فهمیدید من اینجا هستم ؟
آنها جواب دادند :(( ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم .))
وقتی اوضاع خراب میشود ، ناامید شدن آسان است .
پس به یاد داشته باش دفعه دیگر که کلبه ات سوخت و خاکستر شد ، ممکن است دودوهای برخواسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خدا را به کمک می خواند .
اما نه!
اگه امروز این شهامت رو به خودت بدی و برای یه بارم که شده ترس و نگرانی رو کنار بذاری،می تونی پاتو بلند کنی و یه جای متفاوت بذاری. زندگی حق توست.تو باید از اون لذت ببری.تو باید باعث سربلندی خودت باشی.اون موقع است که دیگران هم به وجود تو افتخار می کنن.
زندگی واقعا یه فرصته. از دستش نده!هر پیشامدی یه درسه.
بلند شو!
تو خودت باید راهتو پیدا کنی. به این فکر نباش که دیگران دوست دارن تو چه کاره باشی! به این فکر کن که خودت دوست داری به کجا برسی،هدفت چیه؟ اگه تو اراده کنی و در راه هدفت قدم برداری،بدون که آسمان و زمین و هر چه در آنهاست دست به دست هم می دهند تا تو به هدفت برسی.
و همیشه توکلت به خدا باشه!فقط کافیه که در هر مرحله از زندگی اونو در نظر داشته باشی! مطمئن باش هدف،انگیزه و فکر مثبت تو همون چیزیه که اون ازت می خواد.
سعی کن که چیزایی رو که تو رویاهات می بینی ،یکی یکی عملیشون کنی!
هیچ وقت برای شروع یک زندگی جدیدد دیر نیست.
شاید اولش سخت باشه،شاید همه بگن :
اگه نشه چی؟
گه نتونی؟
اگه شکست بخوری؟
ولی تا کی؟ تا کی می خوای دست رو دست بذاری؟تا کی می خوای در جا بزنی؟بالاخره باید شروع کنی.هرچه زود تر بهتر!فرصت ها رو از دست نده! اگه خوردی زمین ، بدون برای اینه که دوباره بلند شی! نه این که همون جا بشینی و یا یرگردی سر خونه اول.
ساموئل بکت میگه: دائم سعی کردی،دایم شکست خوردی؟ مهم نیست! دوباره سعی کن،دوباره شکست بخور! این آبرومندانه تره!!!
اگه شکست خوردی غصه نخور،یه راه دیگه رو امتحان کن! مطمئن باش نتیجه اش پیروزیه!هیچ چیز با ارزشی بدون زحمت به دست نمیاد.
طبق گفته های بزرگان راه رسیدن به هدف خیلی شیرین تر و جذاب تر ار خود هدفه.پس راه رو باا لذت طی کن!بد نیست دست کسانی رو هم که وسط راه موندن بگیری.
در آخر این که زندگی یه هدیه هاست،تکرار هم نمیشه،همین یه باره!اگه بهش ارزش دادی،ارزشش رو حس می کنی!
همیشه و در همه حال با خودت تکرار کن:
زندگی من هر روز از هر جهت بهتر و بهتر می شود!
باتشکر از وبلاگهای http://ahvazquest.blogfa.com و http://www.tehran-qi.blogfa.com

چند وقتی است که در مجموعه ها میبینم که آمار تعداد پرزنت پایین آمده. که دلایل زیادی دارد. هر هفته برای هفته بعدی برنامه ریزی میکنیم ولی اجرا نمی شود. مجموعه ارتباط سازی دارند، افرادی را آماده میکنند ولی پرزنت نمیندازند. ولی چرا؟
مطمئن هستم که همه رویاهای زیادی دارند، اهداف زیادی دارند و در شوق رسیدن به آنها میسوزند!
برای 3 ماه آینده برنامه ریزی میکنند، جلسات، صحبت، کارگاه، برای رسیدن به این اهداف دیوانه شده اند ولی حقیقت دردناک این است که برای رسیدن به آنها هنوز پرزنتی ننداخته اند (یا حداقل به اندازه کافی ننداختند).
وقتی دلیل را میپرسم دلایل زیادی میشنوم:
حالا زمان مناسبی نیست.
منتظر زمان بهتری هستم.
هنوز برای پرزنت آماده نیست.
احتیاج به ارتباط سازی بیشتری دارد.
نمیخوام این رو از دست بدم.
الان زمان امتحانات هست، ذهنش درگیره، باشه واسه بعد.
این رو الان نمیخوام پرزنت کنم.
بگذار چیزی گیر خودم بیاد بعد میرم سراغ این.
بگذار من یه گوشی موبایل بخرم، همه رو میترکونم.
الان کسی رو آماده ندارم که پرزنت کنم.
این یکی ذهنش نسبت به نتورک و کوئست خیلی منفی، الان نمیشه نزدیکش رفت.
من میخوام از همون پرزنت های قبلی ورودی بگیرم
من که تا الان با 30 نفر صحبت کردم نیومدند. دیگه برم سراغ کی؟ کسی وارد نمیشه.
و هزاران هزار دلیل و بهتر بگم بهانه برای اینکه بگویند:
«هنوز اعتماد به نفس کافی ندارم!»
اغلب اعضایی رو میبینم که صبر میکنند و صبر میکنند تا اول از ورود شخص مطمئن شوند و اعتماد به نفس کافی را در خود احساس کنند و بعد پرزنت بیاندازند و به دنبال اهدافشان بروند و به این ترتیب مرتکب اشتباه بزرگی میشوند:
اگر بخواهند منتظر زمان مناسبی بمانند، مجبور خواهند شد تا ابد صبر کنند و به این ترتیب بهترین فرصتها و بهترین افراد را از دست میدهند.
تا به حال چند نفر از دوستانتان وارد مجموعه دیگری شده اند؟ آشناست نه؟ خود من که زیاد به سرم آمده بود.
و یا چند نفر به شما گفته بود که ای کاش 2 ماه پیش با من صحبت کرده بودی! باز هم آشناست.
چطور میتوانید در نویسندگی مهارت کسب کنید در اگر حتی یک خط هم ننویسید؟ چطور میتوانید اعتماد به نفس کافی در تجارت خود بدست بیاورید در حالی که تمام وقت خود را به کارهای دیگری میگذرانید؟ چطور میتوانید ازدواج یا رابطه موفقی داشته باشید وقتی تمام وقت در خانه اید و با هیچ ارتباطی نداشته باشید؟ وچطور میتوانی ورودی بگیرید در حالی که پرزنت نمی اندازید؟
بسیاری از ما به طرز مرموزی معتقدیم که سرانجام یک روز دستخوش تغییر و تحولی اعجاز گونه خواهیم شد و جرات و اعتماد به نفس و شهامت آن را خواهیم یافت تا تجارت خود را شروع کنیم. مجموعه را متحول کنیم و پرزنت بندازیم و ورودی بگیریم. انگار منتظریم واقعه ای غیر منتظره اتفاق بیوفته و به شکلی معجزه آسا قدرت ورودی گرفتن ما بالا بره و همه Stage بزنند!
دوستان و همکاران من، میخوام به شما بگم که تا همین حالا هم خیلی صبر کرده اید. این اتفاق هرگز به وقوع نخواهد پیوست، مجموعه شما هرگز رشد رویایی خود را شروع نمیکند، تعداد شما هرگز چند برابر نخواهد شد، شما هرگز 250$ بعدی خود را نخواهید گرفت، و هرگز به اهداف خود نخواهیم رسید. این اتفاق مستلزم حرکتی خاص یا نحوه آرایش خاصی در ستارگان نیست تا سرانجام ستاره بخت شما در آسمان بدرخشد و مجموعه شما منفجر شود.
درست است که پاتمن میگه: چطور میشه که بعد از 9 ماه یک نفر پیدا میشه و مجموعه رو منفجر میکنه! ولی این طور نیست که یک روز از خواب بیدار شوید و یک نفر از آسمان وارد مجموعه شما بشه! واقعیت امر اینه که در اکثر مواقع نقطه مقابل آنچه انتظارش را میکشیدی به اتفاق میوفته!
هر چه بیشتر منتظر فرصت باشید، پرزتنها رو به هر دلیلی به تعویق بندازید، اعتماد به نفس خود را بیشتر از دست میدید و در عوض به ترس و نگرانی شما افزوده میشه.ترس از ورودی نگرفتن!!! اگر پنیری نباشه چی؟ (تفسیر کتاب پنیر رو یکبار دیگرمرور کنید). خصوصا اگر فشار مالی هم روی شما باشه!
به همین ترتیب بهترین فرصت ها و بهترین افراد را از دست می دهید. بدون اونکه حتی متوجه باشید، هر چی پرزنت انداختن را به تعویق بندازید، بیش تر از حرکت محروم میشید. هر چی بی تحرک و منفعل ترباشید، بیشتر ترس و نگرانی به شما قلبه میکنه و اعتماد به نفستون کمتر میشه!
د ر واقع ما از ترس اشتباه کردن، شکست خوردن و از دست دادن ورودی فلج میشویم و قدم بر نمیداریم و پرزنتها را به تعویق میندازیم.
ببینید این ترس کاملا طبیعیست.ترس از شکست و اشتباه بعضی وقتها سراسر وجود ما رو فرا میگیره.ترس از اینکه موفق نشیم. نکنه این هم وارد نشه، نکنه همه دوستام رو از دست بدم، نکنه دیگه کسی واسم نمونه و... .این ترسها کاملا طبیعیه! ولی یک فرق اساسی بین کوئستیهای بزرگ و بقیه هست. اینکه ما این ترس رو نشون دهنده متوقف شدن و پرزنت ننداختن تعبیر نمیکنیم، و هزگز ترس خودمون رو عذر و بهانه ای برای کم کاری و عقب انداخت برنامه ها و پرزتنها و فراموش کردن رویاها نمیدونیم. برعکس، هنگامی که ترسیدیم فورا میفهمیم که این رویا و برنامه جدی، مارو بر آن داشته تا منطقه امن و راحت خودمون رو ترک کنیم و فراتر از توانایی ها و محدودیتها در جهتی نو، گام برداریم و رشد کنیم.به عبارت دیگر ترس برامون به این معناست که به احتمال بسیار زیاد داریم خیلی خوب کار میکنیم و شانس موفقیت بسیار بالایی داریم. با باورهاتون متفاوت هست نه؟ یاد صحبتهای یکی از لیدرهای بزرگ افتادم که میگفت: اگر شک کردید، تردید کردید، ناامید شدید، بدونید که راه رو درست میروید.
اعتماد به نفس کوئستیهای بزرگ ناشی از این نیست که نمیترسند، بلکه از این اعتماد درونی است که به رغم این ترسها، مطمئنا حرکت میکنند، پرزتن میندازند، تلاش میکنند، با پشتکار و بدون سرد شدن پیگیری میکنند و هر بار یک قدم به اهدافشان نزدیکتر میشوند.حتی اگر افراد زیادی را پرزنت کنند و وارد نشوند.
«اعتماد به نفس حقیقی این نیست که نترسید! اعتماد به نفس حقیقی این است که بدانید و مطمئن باشید با اینکه میترسید، اما بدون شک دست به عمل میزنید!»
من، اگه بخوام صبر کنم تا ترس هام برطرف بشه و مطمئن بشم که ورودی میگیرم، و بعد پرزنت بگذارم، باور کنید مجبورم تا ابد صبر کنم. چون من هم میترسم، ولی به رغم آن حرکت میکنم. ترس خود رو بپذیرید و حرکت کنید. اون وقت اعتماد به نفسی رو تجربه میکنید که از این حقیقت سرچشمه میگیرد که: با علم به اینکه میترسید اما اجازه ندادید ترس، شما رو از پا بندازه!
و کلام آخر اینکه: اعتماد به نفس کوئستی های بزرگ ناشی از این نیست که مجموعه شان حسابی رشد میکنه، ناشی از این نیست که Stage میزنند، ناشی از Account بالای هفتگی نیست، ناشی از این نیست که از هر 3 پرزتن، یکی را وارد میکنند. داشتن اینها فقط ما رو خوشحال میکنه و افتخار و احساس رضایت کاری زیادی برامون داره، و ناشتنش هم تاثیری روی اعتماد به نفس نداره، اعتماد به نفس ما ناشی از این حقیقت است که میدونیم اگر بخواهیم کاری را انجام بدیم، اگر لازم باشه دانش و مهارت های جدید کسب میکنیم، مطالعه میکنیم، خواهیم آموخت، با لیدرهای بزرگ صحبت میکنیم، پرزنت میندازیم و اگر ورودی نگرفتیم، ناراحت میشیم ولی باز هم پرزنت میندازیم و این بار بهتر از قبل و اشتباهات قبلی رو تکرار نمیکنیم و اگر ورودی نگرفتیم، باز هم پرزنت میندازیم و اگر وارد نشدند، با لیدهامون مشورت میکنیم، دنبال کار رو میگیریم، روشمون رو اصلاح میکنیم، ارتباط سازی میکنیم و اونقدر کار میکنیم تا بلاخره موفق بشیم!
اعتماد به نفس واقعی ما زاییده ازم و اراده ماست، نه تعداد ورودی و رشد مجموعه. ما کوئستیهای واقعی به خواست و اراده خودمون اعتماد داریم و میدونیم اگر بخواهیم کاری انجام بدیم حتما راهش رو پیدا میکنیم و یاد میگیریم که چطور این کار را درست انجام بدیم. بارها و بارها تلاش میکنیم، اشتباه میکنیم، ورودی های زیادی رو از دست میدیم، حلقه نفوذمون رو از دست میدیم، ولی از اشتباه خودمون درس میگیریم و بلاخره مجموعمون رو رشد میدیم.
اعتماد به نفس ما از اعتماد به عزم و اراده انجام دادن هر آنچه که لازم باشه تا در نهایت به اونچه که میخوایم برسیم، سرچشممه میگیره.
پس اگر به اراده خودتون اعتماد دارید، دیگه هیچ چیزی نباید جلوی شما رو بگیره.
همین الان شروع کنید.این هفته چند پرزنت دارید؟ چند تای آنها رو وارد میکنید؟
در صورتی که تا بحال CRF نزده اید،پیشنهاد میکنم ابتدا قالب کلی CRF را ببینید.
اگر با CRF آشنایی دارید میتوانید تنها صفحه اصلی (JPG) آنرا دریافت کنید(کم حجم تر است)
اگر میخواهید فایل را ذخیره کنید میتوانید روی آن راست کلیک کنید و Save Target as ... را انتخاب کنید.
در صورتی که سوالی در رابطه با CRF دارید در تنها قسمت نظرات همین بخش بپرسید.
سوال و جوابهای مربوط به CRF.(کلیک کنید)
بزودی تمامی قسمتها آماده میشود.ممکن است بعلت اشکال در سایت (ShareMation) بعضی از CRFها باز نشود که در حال باز سازی این قسمت هستم.(پیشنهاد میکنم به دفعات و در زمان های دیگری تکرار کنید.)
| عنوان CRF انگلیسی | عنوان CRF فارسی |
دریافت کاملPDF |
دریافت متنJPG |
|
CRF Form |
قالب کلی CRF | 819.7KB | 135.6KB |
|
Genealogy Concerns |
درخواسهای شجره نامه | ||
|
Change Ownership |
تغییر مالکیت | 914.5KB | 223.0KB |
|
Genealogy Error |
چیدمان اشتباه | 720.4KB | 127.1KB |
|
Genealogy Concerns |
درخواستهای مربوط به شجره نامه | ۰ | ۰ |
|
UV Concerns |
درخواست های مربوط به UV | ۰ | ۰ |
|
BV Concerns |
درخواستهای مربوط به BV | ۰ | ۰ |
|
Product Concerns |
درخواسهای محصول | ||
|
Product Delivery Concerns |
درخواست فرستادن محصول | 716.7KB | 123.4KB |
|
Lost Product |
پیگیری محصول گم شده | 710.6KB | 117.3KB |
|
Change Product |
درخواست تغییر محصول | 727.6KB | 134.3KB |
|
Quest Account Concerns |
درخواستهای حساب الکترونیک | ||
|
Quest Account Pincode |
درخواست Pincode | 697.3KB | 104.0KB |
|
Commission Cheque Concerns |
درخواستهای مربوط به چک | ۰ | ۰ |
|
Telecom Products |
درخواستهای TeleCom | ۰ | ۰ |
|
Quest Vacation Concerns |
درخواستهای وکیشن | ||
|
Certification Request |
درخواست دریافت مدارک وکیشن | 700.5KB | 107.2KB |
|
Reservation Request |
درخواست رزرو هتل | ۰ | 131k |
|
Change Personal Info |
تغییر مشخصات فرد | ||
|
Change Residen/Shipp Address |
تغییر آدرس پستی و آدرس Shippping | 764.9KB | 171.6KB |
|
Name Correction |
اصلاح نام | 741.3KB | 148.0KB |
|
Other Personal Info Change |
تغییر دیگر اطلاعات شخصی | ۰ | ۰ |
|
Change Email Address |
تغییر آدرس E-mail | 675.4KB | 82.1KB |
|
Other Request |
درخواستهای دیگر | ||
|
Extend Expired E-Voucher |
تمدید E-Voucher های منقضی شده | ۰ | ۰ |
|
Extend Expired E-Card |
تمدید E-Cardهای منقضی شده | 733.2KB | 139.9KB |
|
Annual Fee Concern |
درخواست مربوط به شارژ سالیانه | ۰ | ۰ |
|
Annual Fee Payment |
نحوه پرداخت شارژ سالیانه | ۰ | ۰ |
|
General Enquiry |
پرس و جوهای عمومی | 684.7KB | 91.4KB |
الفبای موفقیت :
الف: اشتياق براي رسيدن به نهايت آرزوها
ب: بخشش براي تجلي روح و صيقل جسم
پ: پويايي براي پيوستن به خروش حيات
ت: تدبير براي ديدن افق فرداها
ث: ثبات براي ايستادن در برابر باز دارنده ها
ج: جسارت براي ادامه زيستن
چ: چاره انديشي براي يافتن راهي در گرداب اشتباه
ح: حق شناسي براي تزکيه نفس
خ: خود داري براي تمرين استقامت
د: دور انديشي براي تحول تاريخ
ذ: ذکر گوئي براي اخلاص عمل
ر : رضايت مندي براي احساس شعف
ز: زيرکي براي مغتنم شمردن دم ها
ژ: ژرف بيني براي شکافتن عمق دردها
س: سخاوت براي گشايش کارها
ش: شايستگي براي لبريز شدن در اوج....
ص : صداقت داشتن
ض : ضرر را تحمل كردن
ط : طاهر و پاك بودن در راهي كه قدم برداشته ايم
ظ : ظلم نكردن
ع : عمل به اين نكته ها
غ : غير از خودت ديگران را هم ديدن
ف : فكر فردايي بهتر
ق : قدر شناسي
ک : کمال گرايي
گ : گذشت کردن
ل : لزوم ايمان به قدرت لايزال و مهرباني هاش
م : مربي خود بودن
ن : نداشتن ترس و هراس از تلاش
و : وابسته پنداشتن موفقيت خود فقط به 2 نفر...خدا و خودمون
ه : هدف دقيق و مناسب داشتن
ي : يافتن راه درست براي رسيدن به هدف
به اميد اينکه اين الفبا سرلوحه زندگي همه باشه...
در پناه مهربونترين مهربونا
زمان آن رسیده که شجا عانه به جایی که قبلا نر فته اید بروید
تصور کنید که در فر ود گا ه کو چکی ایستا ده اید وقتی خوب نگاه می کنید ، می بینید محلی برای چتر بازی است .
چتر با زان را می بینید که از هوا به سمت پا یین در حر کت اند .
بعد صدای را می شنو ید که به شما می گو ید از (دیدنت خو شحالم آ یا آ ماده او ج گر فتن هستی؟)
به شما چتر نجاتی می دهند ، کلاهی در اختیا ر تان می گذا رند و به اتفا ق سو ار هو اپیمای کو چکی می شو ید .
وقتی هو اپیما از ز مین بلند می شود به ا طر افتان نگاه می کنید . سایر چتر با زان خو شحال و خند ان اند .
انر زی شان بسیار مثبت است . شما خود را با این اجتما ع چتر با زان در پیو ند و وحدت می بینید . همراه آنها
شاد هستید و هیجان دار ید و قتی هو اپیما ار تفا ع بیشتری می گیرد متو جه فضای باز و گستر دهای که شما را ا حا طه کر ده
است می شو ید .
سیاره زیر پا یتان پر از چیز های بدیع و ز یبا ست دنیا پر از صد فها یی است که انتظار شما را می کشند تا آنها را پیدا کنید .
با خود می گو یید به اینجا آمده ام زیرا می خواهم محد ویتهایم را کنار بزنم می خواهم مو فقیتهای جد ید ی به دست آورم .
می خواهم قو ی شو م و به استقبال آنچه در زندگی می خواهم بروم .
نا گهان کسی فر یاد می زند چهارده هزار پا . زمان پر ش فر ا رسیده است آدرنالین خو نتا ن افز ایش می یابد .
بعد صدای حا می تان را می شنو ید که در درون سر تان حر ف می زند : ( نه ، هر گز ، اجازه نمی دهم این کار را بکنی )
در جواب او صر فا چشما نتا ن را می بند ید و کمی با هم حر ف می زنید . آرا مشی دارید حا می تان سکو ت می کند .
لحظه ای بعد ، ازمر بی را هنما یی می خو اهید که در آسمان چه با ید بکنید .می خو اهید که چتر تان و تکمه های آن را کنترل کند
و این کا را می کند .
و به شما می گو ید همه چیزعالی است .بعد ، کسی در هو اپیما را با ز می کند هوای خنک به درون می آید چهار چتر باز به سمت در
می روند به یکد یگر نگاه می کنند و فر یاد می کشند :(به جای خود ،حا ضر ، رو )بعد از هو اپیما به بیر ون می پر ند .
مر بی با زو ی شما را می گیر د و در چشما نتان نگاه می کند ( آما ده ای )؟
شما در مقام تا یید سری پا یین می آ ور ید احساس اعتماد به نفس غر یبی دارید . ضر با ن نبضتان را در همه جا ی بد نتان احساس می کنید
فر یاد می کشید : آ ما ده ام
به اتفاق از هو اپیما به بیر ون می پر یم شما شگفت انگیز تر ین حا دثه عمر تان را تجر به می کنید با سر عت دو یست کیلو متر به سمت پا یین
می رو ید احساس می کنید داشتن یک شر یک و یار در آن شر ایط تا چه اندازه جا لب است .
بد نتان تحت تا ثیر باد می لرزد در این زمان حکا یتگر شما فر یاد می کشد :( مو فق نخو اهی شد )
اما شما می دانید که باید لحظه ای تا مل و بر خود مسلط شو ید خو نسر دی تان را حفظ می کنید جایی برای تقلا و جود ندارد تقلا مو ضو عی
مر بو ط به گذ شته هاست .
به پا یین نگاه می کنید می دانید به کجا می رو ید می دانید چه هد فی را جستجو می کنید قرار است به شا دی و رضا یت بر سید .
ار تفا ع سنج را در برابر چشمان می گیر ند رو ی آن 5000پا را می خو انید به هم نگاه می کنید و لبخند می زنید و در همین لحظه تکمه باز
شدن چتر ها یمان را فشار می دهیم چتر بالای سر تان باز می شود حالا با صدای بلند می خند ید و آ رام به سمت زمین حر کت می کنید
با رسیدن به زمین فر یاد پیر وزی سر می دهید می دانید که بر تر س خو د غلبه کر ده ا ید می دانید که کاری جدید و بد یع انجام داده اید .
حا لا شما یک مو فق بز رگ هستید کسی هستید که تصو یر بزر گ تر زند گی را می بینید .
حا لا می دانید که سفر در اصل یک مقصد است .هد فهای جد یدی وجو د دارند که می خو اهید به آ ن بر سید حالا راه ر سیدن به آ نها را می دانید
دست کشیدن از تقلا ، تغییر جهت دادن هر اس ، متو جه و متمر کز با قی ما ندن ، عا دتهایی هستند که شما آ نها را آموخته اید .
شما فر صتهای مطلوب بیشتری می بینید .
با حقیقتی اصو لی رو به رو شد هاید رو ی زمین و یا در هوا ، آ نچه در باره ور زشهای خطر نا ک صد ق می کند در زند گی شغلی و زند گی
شخصی هم مصد اق دارد
اگر به راستی می خو اهید به او ج مو فقیت بر سید باید پر ش را انجام د هید
به جای خود ........حا ضر .....رو .
ز مان آ ن ر سیده که به سمت او ج مو فقیت پر ش کنید
قانون تصمیم :
مصمم بودن از و یزگی های اساسی افراد مو فق است در زندگی هر جهشی
در حهت پیشر فت هنگا می حا صل میشود که در مو ردی تصمیم رو شنی گر فته با شیم.
قا نون خلا قیت :
ذ هن ما می تواند به هر چیزی که باور دا شته با شد دست یا بد .هر نوع پیشر فتی در زند گی با
یک ایده آغاز میشود و چون تو انا یی ما در خلق اید ه های جد ید نا محدود است آینده نیز محد ویتی
نخو اهد داشت.
قا نون استقا مت :
معیار ایمان به خود ، تو انا یی استقا مت در برابر سختی ها ، شکست ها و نا امید ی هاست .
استقا مت ویز گی اساسی مو فقیت است اگر به اندازه کا فی استقا مت کنیم ، طبیعتا سر انجام مو فق
خو اهیم شد .
قا نون صد اقت :
خو شبختی ز مانی به سر اغ ما می آید که تصمیم بگیر یم همه اهنگ با والاتر ین ار ز ش ها
و عمیق تر ین اعتقا دات خود ز ندگی کنیم همواره باید با آن بهتر ین ها که در درون مان وجود دارد
صادق باشیم
قا نون انعطا ف پذ یری :
در تعیین اهداف خود قا طعیت داشته با شید ، اما در مورد روش دست یابی به آن ها انعطا ف پذ یر با شید .
در عصر تحو لات سر یع و رقا بت شد ید ، انعطا ف پذ یری از ضر ور یات است.
قا نون خو شبختی:
کیفیت ز ندگی ما احساسمان در هر لحظه تعیین می کند و احساس ما را تفسیر خو دمان از و قا یع
پیر امونمان مشخص می سازد ، نه خود و قا یع هر گز برای این که تجر به خو شی از دوران کو دکی دا شته
باشید دیر نیست . کا فی است گذ شته را مرور کنید و روشی را که برای تفسیر تجر بیات خود داشته اید تغییر دهید
قا نون تعجیل :
ما همو اره دو ست داریم که هر چه زو دتر به آرزو ها یمان بر سیم ، به همین دلیل است که در تمام عر صه های
ز ندگی بی قرار یم .
يكي از مريدان شيوانا مرد تاجري بود كه ورشكست شده بود. روزي براي تصميم گيري در مورد يك موضوع تجاري نياز به مشاور بود. شيوانا از شاگردان خواست تا آن مرد تاجر را نزد او آورند. يكي از شاگردان به اعتراض گفت:" اما او يك تاجر ورشكسته است و نمي توان به مشورتش اعتماد كرد." شيوانا پاسخ داد:" شكست يك اتفاق است. يك شخص نيست! كسي كه شكست خورده در مقايسه با كسي كه چنين تجربه اي نداشته است ، هزاران قدم جلوتراست. او روي ديگر موفقيت را به وضوح لمس كرده است و تارهاي متصل به شكست را مي شناسد. او بهتر از هر كس ديگري مي تواند سياهچاله هاي منجر به شكست را به ما نشان دهد.وقتي كسي موفق مي شود بدانيد كه چيزي ياد نگرفته است! اما وقتي كسي شكست مي خورد آگاه باشيدكه او هزاران چيز ياد گرفته است كه اگر شجاعت خود را از دست نداده باشد مي تواند به ديگران منتقل كند. وقتي كسي شكست مي خورد هرگز نگوئيد او تا ابد شكست خورده است! بلكه بگوئيد او هنوز موفق نشده است
قانون خدمت:
پا داش ها یی را که در زندگی می گیر ید با میزان خد مت شما به دیگرا ن رابطه مستقیم دارد
هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعا دت کار کنید و تو انایی های خود را افزایش دهید در
عر صه ها ی مختلف زند گی خو د بیشتر پیشر فت می کنید
قانون علت و معلول :
هر چه به دلیلی رخ می دهد برای هر علتی معلو لی است و برای هر معلو لی علت یا علت های
به خصو صی و جو د دارد، چه از آن ها اطلاع داشته باشید چیزیبه اسم اتفاق وجود ندارد در زندگی
هر کاری را که بخو اهید می تو انید انجام د هید به شر ط آن که تصمیم بگیر ید که دقیقا چه می خواهید
و سپس عمل کنید.
قا نون ذهن :
شما تبد یل به همان چیز ی می شو ید که در باره آ ن بیشتر فکر می کنید . پس همیشه در باره چیز ها یی
فکر کنید که وا قعا طالب آن هستید .
قا نون عینیت یا فتن ذ هنیا ت :
دنیای پیر امون شما تجلی فیزیکی د نیای درون شما ست . کار اصلیشما در زندگی این است که زندگی مو رد
علاقه خود را در ون خود خلق کنید .زندگی ایده آل خود را با تمام جزییات آن مجسم کنید و این تصو یر ذهنی
را تا زمانی که در دنیای پیر امون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید .
قا نون را بطه مستقیم :
زندگی بیر ونی شما بازتاب زندگی درونی شما ست . بین طرز تفکر و احسا سات درونی شما ، و عملکرد و تجارب
بیر ونی تان را بطه مستقیم و جود دارد . رو ابط اجتما عی ، و ضعیت جسمانی شر ایط مالی و مو فقیت های شما
با زتاب دنیای درونی شما ست .
قا نون باور :
هر چیزیرا که عمیقا باور داشته با شید به وا قعیت تبد یل می شود شما آ ن چه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن
چیزی را می بینید که قبلا به عنو ان با ور انتخاب کر دهاید پس باید با ور های محدود کنندهای را که ما نع مو فقیت شما
هستند شنا سا یی کنید و آ ن ها را از بین ببر ید.
قانون ار زشها :
نحو ه عملکرد شما همیشه با زیر بنا یی تر ین ارزش ها و اعتقا دات شما هما هنگ است آن چه که ار زش ها یی را
که وا قعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعا های شما نیست بلکه گفته ها ، اعمل و انتخاب های شما به ویزه در هنگام نا راحتی
و عصبانیت است.
قا نون تا ثیر تلاش:
همه امید ها ، و رو یا ها ، هد ف ها و آن های ما در گرو سخت کو شی است . هر چه بیشتر تلاش کنیم ، مو فقیت بیشتری کسب
خواهیم کرد.
قانون آ ما دگی :
در هر حو زهای مو فق تر ین افراد ، آ ن هایی هستند که وقت بیشتری را صر ف کسب آ ما دگی برای انجام کا رها می کنند .
عملکرد خوب نتیجه آ ما دگی کا مل است .
قانون حد توا نایی:
شا ید برای انجام همه کا رها و قت کا فی و جود نداشته باشد ولی همیشه برای انجام مهم تر ین کا رها وقت کافی هست .
هر چه بیشتر کار کنیم کا رایی بیشتری پیدا می کنیم اما باید اموری را بر عهده بگیر یم که در حد توانمان باشد.
ادامه..............
قو انین مو فقیت
انگیزه
:هر چه می گو یید یا انجام می دهید از تما یلات درونی ، خو استه های شما سر چشمه می گیر د
.پس برای رسیدن به مو فقیت باید انگیز ه ها را مشخص کر د تا با یک بر نامه ریزی اصو لی به
هد ف رسید
قانون انتظار
:اگر با اعتماد به نفس ، انتظار و قو ع چیزی را در جهان پیر امو نتان دا شته با شید آن چیزبه و قو ع می پیو ند د
.شما همیشه هما هنگ با انتظا رات تان عمل می کنید و این انتظا رات بر رفتار و چگو نگی بر خورد اطر افیا نتان تا ثیر می گذارد
قا نون تمر کز
:هر چیزی را که روی آن تمر کز کرده و به آن فکر کنید در زندگی وا قعی ، شکل گر فته و گستر ش پیدا می کند
.بنا بر این باید فکر خود را بر چیزهایی متمر کزکنید که و اقعا طالب آ ن هستید
قانون عادت
:حد اقل 95 درصد از کار هایی که انجام می دهیم از روی عادت است . پس می تو انیم عادت هایی را که مو فقیت مان
را تضمین می کنند در خود پر ورش دهیم ، و تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتو ما تیک و غیر ارادی انجام
نشود ، تمر ین و تکرار آ گا هانه و مداوم آن را ادامه دهیم
قانون انتخاب
:زندگی ما نتیجه انتخا ب های ما تا این لحظه است . چون همیشه در انتخاب افکار خود آ زاد هستیم ، کنترل کا مل زندگی
و تمامی آن چه برایمان اتفا ق میافتد در دست خو دمان است
قانون تفکر مثبت
:برا ی رسیدن به مو فقیت و شادی ، تفکر مثبت امری ضر وری است . شیو ه تفکر شما نشان دهنده ی ارزش ها ، اعتقادات
و انتظا رات شما ست
قانون تغییر
:تغییر ، غیر قابل اجتناب است و ما باید استاد تغییر باشیم نه قر بانی آ ن
قانون کنترل
:سلامتی ، شادیو عملکرد درست ازطر یق کنتر ل افکار ، اعمال و شر ایط پیرامو نمان به وجود می آ ید
قانون مسئو لیت
:هر چه و هر کجا که هستید به خا طر آن است که خو دتان این طور خو استه اید
مسئو لیت کا مل آن چه که هستید ، آن چه که به دست آور ده اید و آ ن چه که خو اهید شد بر عهده خو د شما ست
قانون پا داش
:عا لم در نظم کا مل به سر میبرد و ما پا داش کا مل اعما لمان را می گیر یم . همیشه از همان دست که می دهیم از همان
دست می گیر یم . اگر از عالم بیشتر در یا فت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید
ادامه دارد
...........................رسم خوب اوج گرفتن
عقاب وقتي مي خواهد به ارتفاع بالاتري صعود كند در لبه يك صخره به انتظار يك اتفاق مي نشيند! مي دانيد اين اتفاق چيست؟ گرد بادي كه از روبه رو بيايد! عقاب به محض اينكه آمدن گردباد را حس كرد بال هاي خود را مي گشايد و اجازه ميدهد تا باد او را با خود بلند كند به محض اينكه طوفان قصد سرنگوني عقاب را كرد اين پرنده بلند پرواز سر خود را به اسمان مي كند و عمود بر طوفان و مانند گلوله توپي به سمت بالا پرتاب مي شود او انقدر با كمك باد مخالف اوج مي گيرد تا به ارتفاع مورد نظر برسد و ان گاه با چرخش خود به سوي قله مورد نظر در بالاترين نقطه كوهستان ماوا مي گزيند.
خوب به شيوه عقاب براي بالا رفتن دقت كنيد او منتظر حادثه مي ماند حادثه اي كه به زعم مرغهاي زميني يك مصيبت و بلاست. او منتظر طوفان مي نشيند تا از انرژي پنهان در گردباد به نفع خود استفاده كند وقتي طوفان از راه مي رسد عقاب به جاي زانوي غم بغل گرفتن و در كنج سنگها پناه گرفتن جشن مي گيرد و خود را به بالاترين نقطه وزش باد مي رساند و از آنجا سنگين ترين ضربات گردباد را به نفع خود به كار مي گيرد . عقاب از نيروي مهاجم به نفع خود استفاده مي كند او نه تنها از نيروي مخالف نمي هراسد بلكه منتظر آن نيز مي نشيند چرا كه مي داند اين انرژي پنهان در نيروي مخالف است كه مي تواند او را به فضاي بالاتر پرتاب كند . انرژي اوج به رايگان به كسي داده نمي شود اساسا در قانون طبيعت تقلاي بقاي نيروهاي منفي ايجاب مي كند كه تعداد نيروهاي مخالف در زندگي هميشه بيشتر از جريانهاي موافق باشد در واقع رسم روزگار اين است كه هميشه تعداد كساني كه مخالف شما هستند بسيار بيشتر از موافقين شما باشند پس اگر قرار است نيروي كمكي براي صعود شما حاصل گردد قاعدتا بايد اين نيرو از سوي مخالفين شما تامين شود بنابراين وقتي اتفاقي خلاف ميل شما رخ مي دهد به جاي عقب نشيني و سر خوردگي و واگذار كردن ميدان ، بلافاصله عقاب گونه جشن بگيريد و اين رخداد ناخشايند را به فال نيك گرفته و سعي كنيد تا در لابه لاي اين حادثه به ظاهر نامطلوب خواسته و طلب مورد نظر خود را پيدا كنيد و با استفاده از نيروي مخالف، خود را به خواسته خويش نزديك سازيد نيرويي كه قرار است در زندگي صعود كنيد توسط همان كساني فراهم مي شود كه الان مخالف جدي شما هستند و قصد نابودي شما را دارند. اين شما هستيد كه بايد منتظر فرصت باشيد و با تحمل و آمادگي و صبر و تدبير به موقع از نيروي مخالف براي بالا رفتن و اوج گرفتن استفاده كنيدو پس هرگز از وجود سختي و زحمت و نيروي مخالف در زندگي و كار و تحصلي خود گله مند نباشيد. اينها مخازن انرژي شما هستند و اگر نباشند شايد هرگز صعودي در زندگي شما حاصل نگردد به جاي دست روي دست گذاشتن و از ناشناختني بزرگ به خاطر وجود مشكلات و مخالفتها گله كردن كمي چشم دل خود را باز كنيد و به حكمت پنهان در مصيبتها و سختي هاي زندگي بيانديشيد. بنا را بر اين بگذاريد كه خالق هستي با هيچ موجودي حتي بدترين مخلوقات عالم هم دشمني ندارد و اگر اتفاقي رخ مي دهد كه به ظاهر آزار دهنده و ناخشايند است شك نكنيد كه ناشناختني بزرگ در هر چه رقم مي زند خير و بركت و سعادت پنهان كرده است اين ما هستيم كه بايد شجاعت رويارويي با جريان مخالف را داشته باشيم ودر وقت صحيح بالهاي خود را بگشاييم و چرخش و صعود خود را به سمت بالا را تجربه كنيم.
با تشکر از سایت من میتوانم
روزی از روزها گر وهی ازقو ربا غه هی گو چو لو تصمیم گر فتند که با هم مسا بفه دو بد هند
هد ف مسا بقه ر سیدن به نو ک یک بر ج خیلی بلند بود جمعیت زیادی برای دیدن مسا بقه و تشو یق
قو ر با غه ها جمع شده بو دند ، راستش کسی توی جمعیت با ور نداشت که قو ر با غه های به این گو چیکی
بتو انند به نو ک بر ج بر سند .
شما می تو انید جمله ها یی مثل اینها را بشنو ید :
اوه، عجب کا ر مشکلی !
او نها هیچ وقت به نو ک بر ج نمی رسند .
یا : هیچ شا نسی برای مو فقیتشون نیست بر ج خیلی بلنده !
قو ر با غه های گو چو لو یکی یکی شر و ع به افتاد ن کر دند .......
به جز بعضی که هنوز با حرارت دا شتند با لا و بالاتر می رفتنند ....
جمعیت هنوز ادامه می داد، خیلی مشکله !!!! هیچ کس مو فق نمی شه!
و تعداد بیشتری از قو ر با غه هه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصر ف ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد
بالا ، بالا ، و باز هم بالاتر.............
این یکی نمی خواست منصر ف بشه !
بالاخره بقیه ازادامه بالا رفتن منصر ف شد ند به جز اون قو ر با غه کو چو لو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک بر ج رسید.
بقیه ای قو ر با غه ها مشتا قا نه می خو استند بدانند او چگو نه این کار را انجام داد ؟او نا ازش پر سیدند که چطور قدر ت رسیدن به نو ک بر ج
و مو فق شدن رو پیدا کر ده ؟
و مشخص شد که ......................................
بر نده مسا بقه کر بوده!!!!!!!!!!!!!!
نتیجه : هیچ وقت به جملات منفی و ما یو س کننده ای دیگران گو ش ند ید ...
چون او نا ز یبا ترین رو یا ها و آ رزو های شما رو از تون می گیر ند
چیز هایی که از ته دلتون آ رزو شون رو دارید !
همیشه به قد رت کلمات فکر کنید
چون هر چیزی که می خوانید یا میشنو ید رو ی اعمال شما تا ثیر می گذاره
پس:.......
همیشه :
مثبت فکر کنید و بالاتر از اون کر باشید هر وقت کسی خواست به شما بگه که به آ رزو ها تون نخو اهید رسید !
و همیشه باور داشته باشید :من همراه خدای خودم همه کار می توانم بکنم
با تشکرازنتورک گو ئست یزد :عباس
|
مدیریت تضاد | |
|
هر وقت که مصمم به انجام کاری شوید و حرکت به سوی موفقیت را آغاز کنید ، به طور ناخواسته فرصتی را برای اظهار وجود تضاد و برخورد فراهم ساخته اید . این دقیقاً یک واقعیت اجتناب ناپذیر زندگی است . شما اگر دو یا چند نفر را در یک کار گروهی کنار هم بگذارید ، بالقوه خطر برخورد و تضاد بین آنها را فراهم ساخته اید و اگر نتوانید این تضاد را به طور صحیح مدیریت کنید ، در اندک مدتی دشمنی و کینه حاصل از آن می تواند توانایی شما برای ادامه راه را از بین ببرد و مانع از تحقق اهدافتان گردد . این واقعیتی است که شما در تمام صحنه های زندگی از محیط خانواده گرفته تا محیط مدرسه و کارخانه و اداره با آن روبه رو خواهید شد . اما نکته مهم و جالب اینجاست که تضاد می تواند چیز خوبی باشد البته به شرطی که درست مدیریت شود . مدیریت صحیح و به موقع تضادها و دشمنی ها می تواند مجموعه شما را به موفقیت نزدیکتر سازد . در نتیجه برای موفق شدن و در مسیر توفیق و کامیابی قرار گرفتن ، شما باید هنر مدیریت و تسلط بر تضاد و برخورد را بدانید و در لحظات مناسب آن را به کار بندید .
اگر می خواهید به درستی و در زمان مناسب تضاد به وجود آمده را مدیریت کنید حتماً به نکات زیر توجه داشته باشید :
1- هیچوقت بدترین حالت را فرض نکنید .
همیشه خوش بین باشید و گمان نکنید که آنها حتماً اعمال و رفتارشان برای صدمه زدن و بر علیه شما صورت گرفته است . گمان نکنید که هر حرکت همکار و همراه شما از روی عمد و با قصد و سوء نیت انجام شده است . واقعیت این است که در اکثر اوقات فرضیات ما غلط هستند و تمام فرضیات ذهنی ما باعث می شوند که عمیق تر در چاله های ذهنی و خیالی خود فرو رویم و بیشتر از واقعیت و درک آن دور باشیم .
2- سوال بپرسید .
از آنجا که شما نمی توانید هر چیزی را حدس بزنید ، پس یاد بگیرید که قبل از ارائه واکنش مقابله به مثل و بروز برخورد ، واقعیات را از دید شخص مقابل خود ببینید . برای این کار می توانید این سوالاتی نظیر زیر را بپرسید :
* قصد و نیت تو از گفتن آن حرف و یا از انجام آن عمل چه بود ؟ (چه بسا طرف شما نیت خیری داشته است و ابداً نظر سویی نسبت به شما نداشته است .)
* چه افکاری پشت سر کلمات و اعمال تو پنهان بوده است ؟ ( شاید فرد مقابل شما بر اساس منطق و اندیشه خوب و درستی حرف زده و عمل کرده است . اندیشه ای که هرگز به فکر شما خطور نکرده است .)
* آیا به نتیجه و تأثیر کلام خود فکر کرده بودی و به این موضوع اندیشیده ای که من ممکن است چه برداشتی از حرکت و گفتار تو داشته باشم ؟ ( شاید فرد یا افراد مقابل شما متوجه نباشند که ممکن است حرف و عملشان چه تأثیر بد و ناخوشایندی روی شما داشته باشد . )
3- به جای اینکه انتظار داشته باشید طرف مقابل شما خودش موضوع را بفهمد ، برایش توضیح دهید که شما چه برداشتی را از اعمال و حرفها و رفتارهای او دارید و چه احساس و واکنشی نسبت به حرکات او در شما ایجاد شده است . به هیچ وجه کار درستی نیست که بی مقدمه جلوی او بایستید و فریاد بزنید که : این تو بودی که این کار را انجام دادی و... به جای آن می توانید بگویید : من احساس می کنم که اگر شخص محترمی مثل شما این واکنش را نشان می داد بهتر بود !
4- در هر لحظه یک موضوع را در نظر بگیرید و سعی نکنید که به یکباره تمام خطاها و بدی های فرد مقابل را روی سر او خراب کنید و به او اجازه دفاع ندهید . هر بار روی یک موضوع تضادآفرین بحث کنید و وقتی بحث آن بسته شد سراغ موضوع بعدی (البته در صورت موجود بودن) بروید .
هرگاه کسی به شما حمله کرد و مقابل شما ایستاد از شیوه های زیر استفاده کنید :
1- شخصیت خود را زیر سوال نبرید .
در بدترین حالت شاید مقصر شما باشید ولی دلیل نمی شود که شما یک فرد بد و خبیث باشید . بنابراین با اولین حمله ای که به شما می شود فکر نکنید که شخصیت شما زیر سوال رفته است و آنها به حیثیت شما توهین کرده اند . وقتی ما گمان می کنیم که حیثیت ما مورد هجوم قرار گرفته است ، ناخودآگاه گارد دفاعی قوی تری به خود می گیریم و این کار خود باعث قوت گرفتن تضاد و دشمنی می گردد .
2- مقابله به مثل نکنید .
سعی کنید وقتی کسی از شما عیب می گیرد و به شما حمله می کند ، متقابلاً عیوب او را مقابل چشمانش بیاورید و بدی های او را به رخش بکشید . اگر طرف مقابل شما خود دچار مشکل است ، صحبت راجع به آن را به بعد موکول کنید. نگذارید بحث به آنجا بکشد که هر طرف سعی کند خودش را پاک تر و بهتر جلوه دهد و تقصیرات خودش را کمتر و بی اهمیت تر نشان دهد . هر چند شاید مشکل باشد اما سعی کنید بحث و جدال مسیر خودش را برود تا نهایتاً راه حلی برای مشکل پیدا شود .
3- کمی زمان بخواهید تا واکنش و جواب مناسب پیدا شود .
یک راه برای جلوگیری از تضاد و برخورد این است که به طور خیلی ساده از طرف مقابل فرصت بخواهید تا توضیح مناسبی پیدا کنید . اکثر اوقات وقتی کسی جلوی ما می ایستد و خط و نشان می کشد ما دقیقاً دلیل آن را نمی دانیم . گرایش طبیعی و ذاتی هر انسانی در این مواقع واکنش تدافعی و مقابله به مثل است . اما اگر ما کمی عقب بنشینیم و فرصتی برای تأمل پیدا کنیم ، می توانیم منطقی تر عمل کنیم و اوضاع و شرایط را مناسب تر کنترل کنیم و یا حداقل با تنش کمتری با مشکل روبه رو شویم .
4- از طرف مقابل فرصتی برای مذاکره و حل مشکل از طریق بحث و گفتگو بخواهید .
بگذارید طرق مقابل شما بداند که شما برای احساس و برداشت او اهمیت قائلید و به صورت جدی می خواهید مشکل او را حل کنید . در فاصله سه روز آتی زمانی را کنار بگذارید و با آرامش سعی کنید مشکل به وجود آمده را مورد حلاجی و کنکاش قرار دهید .
اما در هر حال نکات زیر را مد نظر قرار دهید :
1- چشمان خود را روی تصویری بزرگتر از اوضاع نگاه دارید .
آیا این نقطه همان جایی است که شما می خواهید بازی را واگذار کنید ؟ خوب فکر کنید و ببینید موضوع مورد جدال آیا اساساً اهمیتی دارد که به خاطر آن خون خود را کثیف کنید و سیستم را به هم بریزید ؟ آیا برای ایجاد یک همکاری و همراهی و ارتباط دوسویه بهره ور و پر سود ، اصولاً اهمیتی دارد که طرف مقابل بد شما را گفته باشد و یا در یک میهمانی ادای شما را درآورده باشد ؟ البته که چنین نیست ! اما متأسفانه اکثر آدمها خودشان را با این موضوعات پیش پا افتاده درگیر می کنند و غافل اند که با کمی کوتاه آمدن و گذشت می توان مجموعه را حفظ کرد و از سود نهایی حاصل از تداوم ارتباط بهره برد .
2- همیشه با طرف مقابل مثل یک انسان رفتار کنید .
مهم نیست که او چه بلایی سر شما آورده است ، اما او یک انسان است و برای خود ارج و قربی قائل است و شما باید به او احترام بگذارید . آدمها جمع اشتباهاتشان نیستند و هیچ انسانی نباید اساس میزان خطاهایش تعریف شود . انسان مجموعه ای از امیدها و رویاها ، ترس و نگرانی ها و نقاط ضعف و قوت است . کمی هم او را در خارج از محیط کار تجسم کنید که چقدر با زن و فرزندش مهربان است و به موقع اهل شوخی و مزاح است . به این ترتیب یک طرفه به قاضی نمی روید و بی جهت پیشاپیش طرف مقابل را محکوم نمی کنید .
3- راه حل گرا باشید .
هر کاری که انجام می دهید روی مشکل تمرکز نکنید ، بلکه به جای آن از خودتان و از فرد مقابل بپرسید که برای حل و رفع مشکلی که پیش آمده چه راه حلی می توان پیدا کرد . به جای اینکه بگویید : تو چه قدر ابله بودی که این حرکت مسخره را انجام دادی ؟ بگویید : « خوب حالا که کار از کار گذشته و اتفاقی که نباید افتاده ، چه کنیم تا تأثیر سوء این اتفاق به حداقل برسد و مشکل برطرف گردد ؟» هدفتان همیشه این باشد که سیستم و مجوعه ای که شما در آن مشغولید دوباره به حیات خود ادامه دهد ، نه این که به هر قیمتی که شده طرف مقابل خودتان را ادب کنید !
همانگونه که در ابتدا اشاره شد تضاد چیز بدی نیست و می تواند باعث ایجاد یک ارتباط عمیق تر و صمیمی تر در مجموعه گردد ، فقط به شرطی که تمام اعضای گروه بدانند چگونه تضادها را مدیریت کنند .
بنابراین دفعه بعد که تضاد و برخوردی در مجموعه شما به وجود آمد ، نکات فوق را بکار بندید و از دل کینه و دشمنی نتیجه و اثر مثبت و انرژی بخش بیرون بکشید . | |
اي نسخه ي نامه الهي كه تويي
اي آينه ي جمال شاهي كه تويي
بيرون ز تو نيست آنچه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهي كه تويي
شکست را چگونه تعريف مي کنند؟



اگه خاطرتون باشه در مورد دو تا از دندانه های کلید باهم صحبت کردیم : آموزش و هدف . امروز هم می خواهیم در مورد یکی دیگه از دندانه های کلید یعنی تعهد صحبت کنیم .اگه موافقید شروع کنیم ؟!!
ادیسون تصمیم گرفت برق رو اختراع کنه . و این کار رو کرد . آیا ادیسون به کسی تعهد داده بود که این کار رو بکنه ؟ به نظر شما ادیسون اگه اینطور فکر می کرد که چون تعهدی به کسی نداره اگه نتونست این کارو بکنه هم مهم نیست هیچ وقت می تونست مخترع برق باشه؟ به نظر من ادیسون تعهد داشت به اون هدفی که تعین کرده بود . و تعهد داشت به جامعه که این خدمت رو انجام بده . و همین باعث شد پس از صدها بار شکست باز هم کوتاه نیاد.
شما چطور ؟ آیا نسبت به اهدافی که تعین کردید متعهد هستید ؟ تا چه حد نسبت به اونها متعهد هستید ؟ تا چه حد براتون ارزش دارند ؟ با عاملی که مانع رسیدن شما به هدفتون بشه چطور برخورد می کنید ؟
به چه چیزی باید تعهد داشته باشیم ؟ تعهد به خود ؟ تعهد به اهداف ؟ تعهد به دیگران یا تعهد به خواسته های دیگران ؟ آیا تعهدات خود رو نوشتید ؟ اگه به تعهد خودتون عمل نکنید چه اتفاقی می افته؟ و یا اگه به تمام تعهداتون عمل کنید چی ؟ به نظر من اگه به تمامی تعهداتی که مشخص می شه عمل بشه نتیجه فوق العاده است .افراد موفق افرادی هستند که به تعهداتشون عمل می کنند. می تونید این رو از خودشون بپرسید.
اوایل کار وقتی صحبت از تعهد می شد دقیقا درک نمی کردم یعنی چی . فکر می کردم اگه به کسی تعهدی بدم و به اون عمل نکنم ضایع می شم ....... و قدرت اون رو هنوز درک نمی کردم . نمی دونستم که وقتی تعهدی ایجاد می شه اون راهنمایی می شه برای برنامه ریزی . با مشخص کردن تعهدات که من زمان خالی نخواهم داشت و ارزش زمان رور به روز برایم بیشتر خواهد شد . در کار ما رییسی نیست . رییس ما اهدافمون هستند . و تعهداتمون هستند که ساعت کاری و درامد ما رو مشخص می کنند؟
گفتیم کار ما کار تیمی است و یکی از اصول کار تیمی متعهد بودن اعضای تیم است . پس اگر فرهنگ متعهد بودن را در تیم خود رواج ندادیم ..نباید انتظار داشته باشیم تیم موفقی داشته باشیم .
تصورش را بکنید روزی را که در سازمانتون همه افراد به تعهداتشون عمل می کنند . و برای همه افراد مهم باشه که حساب شده تعهد بدهند . و روی این موضوع پافشاری کنند. چه اتفاقی تو اون سازمان می افته ؟
یکی از
دندانه های کلید که اهمیت خیلی زیادی داره در صورتیکه نباشه و یا مناسب انتخاب نشه با اطمینان میشه گفت که هیچ دری باز نمیشه.داشتن
هدف یکی از مهمترین و ضروری ترین شرطهای موفقیت در هر کاریه و به جرات میشه گفت هیچ فردی در نتورک مارکتینگ بدون داشتن هدف موفق نمی شه . باید بشینیم و ببینیم اون چیه که به خاطر اون زندگی می کنیم ؟ چیه که وقتی به ذهنمون میاد موهای تنمون سیخ می شه ؟ اون چیه که وقتی برای رسیدن به اون تلاش می کنیم احساس خستگی نمیکنیم؟ اوایل کار یکی از بالاسریها دائم روی این تاکید می کرد که اینجا نیستیم که پولدار بشیم بلکه اینجاییم که یک سری کارهایی رو انجام بدیم که اگه اونها رو انجام ندیم بیهوده به دنیا اومدیم .!! اون کارها چه چیزهایی هستند ؟به نظر شما آیا ناراحت کننده و نا امید کننده نیست وقتی کسی هدف مشخصی نداره؟!! و تاسف بارتر از اون اینکه افرادی رو ببینیم که بدون داشتن هدفی صبح تا شب سخت تلاش می کنند.!! آیا بدون وجود نتیجه در هر کاری امکان داره افراد کوچکترین حرکتی بکنند؟ رو راست بگم !! شما که این مطالب رو می خونید آیا بدرد شما می خوره وقتی بدون هدف و قصد خاصی این کار رو انجام بدین ؟ اگه بدون هدف خاصی این مطالب رو می خونید به شما توصیه می کنم وقتتون رو هدر ندید.چون راههای زیادی برای گذروندن وقت وجود داره
.دلایلتون برای ورود به این کار ؟؟ چرا این کار رو انجام می دین؟ اینها رو زیاد شنیدید و همینطور جوابهای زیادی هم براش دارین . و هر کسی بسته به نوع نگرشی که داره دلایل خودش رو مشخص کرده . کسب درآمد-کمک به همنوع – تشکیل سازمان و
....آیا در زندگی افرادی رو دیدید که بدون داشتن هدف خاصی موفق شده باشند؟ به نظر شما موفقیت مفهومی داره وقتی که هدفی وجود نداشته باشه ؟ پس هدف چیزی نیست که فقط تو این کار بدرد بخوره . تو هر کاری باید هدف داشت
.یکی از دلایل شکست افراد در نتورک مارکتینگ نداشتن ویژن است . و هر چیزی با ویژن آغاز می شه بدون ویژن افراد مرده متحرک هستند . یعنی چی ؟ فکر می کنید اگه هدفی نداشته باشیم و یا هدف مناسبی تعین نکنیم چه اتفاقی می افته ؟ آیا حاضر می شیم بهایی بپردازیم؟ آیا حاضریم کوچکترین فداکاری بکنیم ؟ آیا کوچکتین حرکتی می کنیم ؟ اگه به مشکلی برخوردیم آیا امکان داره پس نزنیم ؟ به نظر من اگه هدفی اسمارت شده نداشته باشیم کوچکترین مانع باعث میشه متوقف بشیم .حاضر نیستیم کوچکترین قدمی برداریم چه رسد به این که بخواهیم بهایی بپردازیم
.چگونگی تعین اهداف
: زمان می برد برای اینکه هدفی رو تعین کنیم . تعین هدف کار راحتی نیست . مشخص کردن هدفی که شب روز باید با آن زندگی کرد کار یکی دو ساعت نیست . همانطور که یک مهندس معمار برای اینکه بنایی رو بسازد روزها و ماهها فقط روی طرح اولیه کار می کند و بعد طرح خودش رو بازبینی کرده و با دیگران در میان می گذارد . و ممکنه خیلی از جاهای اون رو تغییر بده. برای تعین هدف هم باید اینکار رو کرد . باید هدف رو در ذهن تجسم کرد و اون رو در ذهن بارها ساخت تا مطمئن شد که درست انتخاب شده . در تعین هدف باید همه چیز رو دید .مثال می زنم . فرض کنید یکی از اهداف من مسافرت به کشور آلمان است . آیا من در لیست اهدافم باید بنویسم مسافرت به کشور آلمان؟ آیا درست است ؟ یا چیزهای دیگه ای رو هم باید مشخص کنم ؟ قطعا باید همه چیز مشخص بشه . چیزهایی مثل : چرا می خوام برم آلمان ؟ چه چیزی هست که من رو ترقیب می کنه که برم اونجا ؟ کی می خوام برم ؟ چه مدت باید اونجا باشم؟ کدوم شهرها رو ببینم ؟تنهایی برم یا با شخص خاصی باید به این مسافرت برم؟ با چه وسیله ای برم ؟ اگه با هواپیما میرم ترجیح می دم کجای هواپیما بشینم ؟ از کجاها باید دیدن کنم ؟ اولویت ها چه چیزهایی هستند ؟ چه مقدار باید هزینه کنم ؟ کجا باید بمانم ؟ چطور می تونم بیشترین استفاده رو از این مسافرت ببرم ؟ و
.......اگه این سوالات رو از خودم بکنم و برای همه اونها جوابی داشته باشم آیا برای من مفید نیستند؟ آیا برایم مهم نیست که دقیقا همه چیز همونطوری که می خوام باشند؟ برای این که به این خواسته ام برسم آیا حاضر نمی شم هر کاری رو انجام بدم ؟ به نظر من با مشخص کردن همه چیز در هدف تعین شده اون هدف روز به روز پررنگتر می شه و با تکرار اون تبدیل به نیاز می شه . آیا قبول دارید؟
!!در کنفرانس دوبی پاتمن فعالیتهایی که در هر حرفه ای لازم است رو به دو مرحله تقسیم کرد : 1-فعالیتهای اولیه 2-فعالیتهای ثانویه .
مثال رستوران مطرح شد و اینکه در حرفه رستوران داری تهیه غذا فعالیت اولیه و سایر خدمات به عنوان فعالیتهای ثانویه شناخته می شوند.به خاطر همین یک رستوران دار بیشتر تمرکز خود رو روی تهیه غذامی گذارد. و همیشه حواسش به اینه که هر روز کیفیت غذا رو بهتر کنه و در کنار اون سایر خدمات رو هم بهبود می ده.
در کوئست هم این قضیه وجود داره . فعالیتهای اولیه و ثانویه. فعالیت اولیه در گلدکوئست اینه که این سیستم رو به هرکس و همه کس بدون هیچ پیش قضاوتی معرفی کنیم.فعالیت ثانویه هم اینه که تا می تونیم یاد بگیریم و یاد بدیم.
خوب حالا فرض کنیم من یک ورودی جدید هستم و به تازگی کارم رو شروع کردم . و می خوام با مردم درباره کارم صحبت کنم.آیا می تونم اینکار رو بخوبی انجام بدم؟مسلما نه !! چون هنوز همه جوانب کار رو نمی دونم.
پس برای اینکه بتونم اینکار رو انجام بدم باید یاد بگیرم . برای یادگیری به چه چیزی نیاز دارم ؟1- انگیزه 2- زمان3- معلم 4- ابزارهای آموزشی و .....
تو هر کاری این مسئله وجود داره وبرای موفقیت تو هر کاری باید روش انجام اون کار رو یاد گرفت. به خاطر همین اول از آموزش شروع می کنیم.
آموزش از کی شروع میشه و کی تموم؟
لحظه ای که بالاسری شما از شما دعوت کرد رو بیاد دارید ؟ کجا بودید؟ چه احساسی داشتید؟ بعد از اینکه دعوت شدید به چی فکر می کردید ؟ محلی که باهم قرارگذاشتید چطور بود؟ زمان قرار رو چگونه ست کردید؟ چه کسی شما رو پرزنت کرد ؟ نحوه حرف زدن پرزنتور خوشتون اومد؟ حین پرزنت به چی فکر می کردین؟افرادی که تو اتاق پرزنت بودند چگونه رفتار می کردند؟ و...!!. مطمئنم هیچ کس یادش نرفته. من همیشه تو تصمیم گیری های خودم از تجربه های این لحظات استفاده می کنم . چون همین چیزها بودند که باعث شدند من وارد این سیستم بشم . پس آموزش از همون لحظه ای شروع می شه که یک نفر به این سیستم دعوت می شه.
فراموش نکنیم که در هر کاری یاد گرفتن هیچوقت متوقف و یا تموم نمیشه. !!
حالا در مورد منابع آموزشی باید صحبت کنیم. انتهای پرزنت در مورد استراتژی کارمون صحبت می کنیم . فکر می کنید چرا؟ می دونید این استراتژی مدتهاست داره کار می کنه و جواب می ده ؟ هر کس دو نفر رو میاره و به اونها آموزش می ده !! پس اولین و مهمترین منبع آموزشی هر شخص بالاسریهای اون شخص هستند . بالاسری (یعنی کسی که شما به اعتبار اون وارد این کار شدین) به شما یاد می ده و از شما می خواد که یاد بدین.
یکی دیگه از منابع آموزشی ما زیر مجموعه هامون و سایت ها هستند. چیزی که هست اینه که تو این کار از هر کس و همه کس میشه یاد گرفت . آیا موافقید؟
جزوه های آموزشی سی دی ها و مطالب آموزشی که بالاسری ها در اختیارمون قرار می دند . اینها منابعی هستند که کمپانی گلد کوئست ارائه داده و ترتیب استفاده از اونها هم خیلی مهمه .
اینترنت ! نظرتون چیه ؟ در مورد هر چیزی بخواهیم می تونیم مطالعه کنیم ! سایتهای کمپانی چه چیزهای آموزشی دارند ؟ کافیه تایپ کنید گلدکوئست بعد هم جستجو!!!!!!!!
کتاب !روزی چند ساعت کتاب می خونید ؟ سالی چند تا کتاب می خرید ؟ بهترین کتابی که تو زندگیتون خوندین چیه؟تا حالا با افرادی که مطالعه زیاد دارند و کتابهای زیادی خوندند همصحبت شدید؟ نظرتون در مورد اون افراد چیه؟ و منابع دیگه ....
گفتیم کارمون تغییر زندگی آدمهاست پس وقتی می تونیم تو این کار موفق بشیم که تو کارمون حرفه ای عمل کنیم و در مورد تمام جوانب کارمون اطلاعات داشته باشیم . پس ارزش این رو داره که زمان لازم رو به آموزش اختصاص بدیم.
یه سوال ؟ ترجیح می دید کدوم رستوران غذا بخورید؟ یه رستوران شیک با خدمات عالی و غذای فوق العاده ؟ یا رستورانی که فقط به فروش بیشتر فکر می کنه (با غذایی که فقط باید خورد چون اگه نخوری ممکنه از گرسنگی تلف بشی) پس رستورانداری باشیم که آدما برای استفاده ازخدمات ما فرسنگها راه رو طی کنند ومقداری گرسنگی رو تحمل کنند. آیا چنین رستورانی رو می شناسید؟
ما کوئستر ها همیشه بهترینیم
با تشکر از نگر ش مثبت
آموخته ام که
آموخته ام که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي، شگفت انگيزترين چيز در بزرگسالي است
آموخته ام که زندگي مثل يک دستمال لوله اي است، هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم سريعتر حرکت مي کند
آموخته ام که پول شخصيت نمي خرد
آموخته ام که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند
آموخته ام که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس چه چيز باعث شد که من بينديشم مي
توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم
آموخته ام که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد
آموخته ام که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان
آموخته ام که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي جدي از سوي ما را دارد
آموخته ام که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم
آموخته ام که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم
آموخته ام که فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را
تصاحب خواهد کرد
آموخته ام که آرزويم اين است که قبل از مرگ مادرم يکبار به او بيشتر بگويم دوستش دارم
آموخته ام که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن، نگاه را وسعت داد
آموخته ام که نمي توانم احساسم را انتخاب کنم، اما مي توانم نحوه برخورد با آنرا انتخاب کنم
آموخته ام که بهترين موقعيت براي نصيحت در دو زمان است: وقتي که از شما خواسته مي شود، و زماني که درس زندگي دادن فرا مي رسد
هر روز صبح غزالی در افریقا بیدار میشود
او نیک میداند که باید تند تر از سریعترین شیر
بدود تا کشته نشود
هر روز صبح شیری در افریقا بیدار میشود
او نیک میداند که باید تند تر از سریعترین غزال بدود
تا از گرسنگی نمیرد
مهم نیست که شیر هستید یا غزال
بهتر است با طلوع خورشید دویدن را اغاز کنید
باتشکر از: سا مان ازقم
یک سا عت ویز ه
مر دی ، دیر وقت خسته و عصبانی از سر کار به خانه با زگشت دم در پسر پنج سا له اش را دید که در انتظار او بود .
بابا!یک سو ال از شما بپر سم ؟
بله حتما چه سوالی؟
بابا ، شما برای هر سا عت کار ، چقدر پول می گیر ید ؟
مر د با عصبا نیت پا سخ داد: این به تو ار تبا طی ندارد چرا چنین سو الی می کنی ؟
فقط می خواهم بدانم .بگو یید برای هر ساعت کار ، چقدر پو ل می گیر ید ؟
اگر با ید بدانی خو ب می گو یم ، 20 دلار
پسر کو چک در حالی که سر ش پا یین بود ، آه کشید سپس به پد رش نگاه کرد و گفت : می شود لطفا 10 دلار به من قر ض بد هید
پدر بیشتر عصبانی شد و گفت : اگر دلیلت برای پر سیدن این سو ال ، فقط این بود که پو لی برای خر یدن یک اسبا ب بازی مز خر ف
از من بگیری ، سر یع به اطا قت برو فکر کن ببین که چرا اینقدر خو دخواه هستی من هر روز سخت کار می کنم و برای چنین ر فتا رهای
کو دکا نه ای و قت ندارم
پسر کو چک آرام به اطا قش رفت و در را بست
پدر نشت و باز هم عصبانی تر شد چطور به خو دش اجازه می دهد برای گر فتن پو ل از من چنین سو الی بپر سد بعد از حدود یک ساعت مر د
آرام تر شد و فکر کرد که شاید با پسر کو چکش خیلی تند و خشن رفتار کر ده است شا ید و اقعا چیزی بو ده که او برای خو دش به 10 د لار نیاز
داشته اشت به خصوص اینکه خیلی کم پیش می آمد پسر ک از پد رش در خواست پو ل کند
مرد به سمت اطاق پسر رفت و در را باز کر د
خواب هستی پسرم ؟
نه پدربیدرام.
فکر کردم شا ید با تو خشن ر فتار کردم .امر وز کا رم سخت و طو لانی بود و همه نا راحتی هایم را سر تو خالی کردم بیا 10 دلاری که خواسته بودی
پسر کو چولو نشست خند ید و فر یاد زد : متشکرم بابا! بعد دستش را زیر با لشش برد و چند اسکناس مچا له شده در آورد
پدر وقتی دید پسر کو چو لو خو دش هم پو ل داشته است دو باره عصبانی شد و غر و لند کنان گفت :با اینکه خو دت پو ل داشتی چرا باز هم پو ل خو استی
پسر گفت:برای اینکه پو لم کافی نبود ولی الان هست حالا من 20 دلار دارم می توانم یک ساعت از کار شما را بخرم تا فر دا زودتر به خانه بیا ید ؟
دو ست دارم با شما شام بخو رم!
شما هم فکر کنید....................به آینده کو دکان خود .
با تشکر از میلاد